غصه و شادی شب عید

جای همتون خالی امسال توفیق یار شد و لحظات آغازین سال جدید رو توی حرم امام رضا(ع)بودیم.اما قصدم تعریف خاطره خوش اون لحظات نیست.اتفاقا انگار غم همه عمرم رو همونجا احساس کردم

قربون  زائرات امام رضاشاید یه چند لحظه ای بیشتر به سال تحویل نمونده بود دیگه مداحها هرچی بلد بودن خونده بودن و همه منتظر جاتون خالی ازهفتاد و دو ملت زائر اومده بود.شادی و سروربعضیهاشون دیدنی بود و حتی دیگه داشت از حد بدرمی شد.برای یه چند لحظه رفتم تو نخ حالاتشون و بهشون حسودیم شد .چون یا خیلی تعطیل بودم و فراموش کرده بودن سال گذشته چند چند بودن و حالا چیکاره .یا خیلی امیدوار بودن و یقین داشتن که الآن که اینجان پس حتما کارشون درسته ویا اینکه واقعا کارنامه قبولی به دست تو حرم نشسته بودن و منتظر جایزه .تک وتوک هم یه عده مثل من لابه لای جمعیت دیده میشدن که انگار سعی میکردن کمتر دیده بشن و خوب که دقت میکردی میدیدی اشکاشونو.شاید اونا هم مثل من تو سال گذشته چیز قابل داری تو کارنامه اعمالشون نمیدیدن ویا اونقدر توکل و یقین نداشتن ویا ...

دلم پیش خودم گفتم حیف شد اینم شب عیدمون .اما یه حدیثی یادم اومد که "هر روزی که اعمال بنده مقبول گردد آن روز عید اوست".دلم آروم گرفت. به خودم که اومدم یه ندای آشنا داشت شنیده می شد یا مقلب القلوب والابصار یا ...  دعا کردم امسال هر روز من و شما عید باشه.