وقریب به چهارده قرن است که من تشنه جام بلا از دست آن ساقی هستم که در صحرایی سوزان به دنبال تشنگان می گشت یاد یاران سفر کرده به خیر . . . معراجیان از شط خون معراج کردند با داغ خود صبر مرا تاراج کردند یاران من رفتند و من در خواب ماندم در خواب سنگین با دلی بی تاب ماندم یاران من در کار خود هشیار بودند هرچند مست از باده ی ایثار بودند یاران من جان بر سر باور نهادند بر خط ایمان دست و پا و سر نهادند یاران من رفتند و من مهجور ماندم من با جهانی آرزو در گور ماندم« شبی من گرم او( خدا) و مشغول مناجات تضرع و راز و نیاز با معشوق بودم. دیدم پروانه‌ای آمد دور چراغ - گردسوزهای سابق- هی گردش کرد تا یک طرف بدن خود را به چراغ زد و افتاد، اما جان نداد، با زحمت زیاد مجدداً خود را حرکت داد و آمد و آن طرف بدنش را به چراغ زد و خود را هلاک کرد، در این جریان به من الهام کردند: فلانی! عشق بازی را از این حیوان یاد بگیر، دیگر ادعایی در وجودت نباشد، حقیقت عشق بازی و محبت به معشوق همین بود که این حیوان انجام داد. من از این داستان عجیب درس گرفتم، حالم عوض شد ... »


پنج‌شنبه 12 آبان‌ماه سال 1384
ای گدایان به سر آمد موسم گدایی

روز عید فطری امام حسن مجتبی (علیه السلام) مردی را سرگرم بازی و خنده دیدند , به اصحاب خویش روی کرده , فرمودند :

"خداوند ماه مبارک رمضان را میدانی ساخته تا بندگانش در آن به مسابقه عبادت و طاعت بپردازند. در این مسابقه گروهی پیشی گرفتند, برنده شدند و رستگار گشتند, و گروهی پس افتادند, باختند و جز خسارت حاصلی نبردند. پس شگفتا! شگفت از کسانی که درچنین روزی – که نیکوکاران و بلند همتان پاداش و جایزه می گیرند و مقصران و سست همتان خسران می بینند – چنین به خنده و بازی سرگرم باشد."


پس:

" اى کسى که رحم مى‏کنى بر کسى که بندگانت بر او رحم نمى‏کنند.

 

و اى آنکه مى‏پذیرى کسى را که سرزمینها او را نمى‏پذیرند.

 

و اى کسى که نیازمندان آستانت را خار و کوچک نمى‏کنى . . .

 

و اى کسى که دست رد بر سینه روى آورندگان به بارگاهت نمى‏زنى.

 

و اى آنکه تحفه‏هاى کوچک را مى‏پذیرى و در برابر کارهاى اندک سپاس مى‏گویى . . .

 

و اى کسى که به هر که به تو نزدیک شود نزدیک مى‏شوى.

 

و اى آنکه کسانى را که به تو پشت مى‏کنند ، خودت  مى‏خوانى . . .

 

هر بزرگى در نزد تو کوچک است و هر شریفى در کنار شرافت تو حقیر و ناچیز آنها که بر غیر تو وارد شدند ، بحق ضرر کردند و آنانی که به جز تو به سوى دیگران رفتند ، دچار خسران گشتند و آنها که در آستان غیر تو گرد آمدند، تباه شدند . . .

درگاه تو به روى علاقه‏مندان گشوده و جود و بخشش تو براى درخواست کننده آستانت جارى است و یاریت نسبت به یارى جویان نزدیک آرزومندان هرگز از تو ناامید نمى‏شوند و آنها که به سوى تو مى‏آیند ، هیچگاه مأیوس نمىگردند . .

روزى ِ تو (حتى) براى کسى که تو را نافرمانى مى‏کند هم گسترده است و شکیبایى تو حتی شامل آن کس که با تو دشمنى نموده نیز مى‏شود .

عادت تو نیکى به گناهکاران و سیره و روش تو مدارا با تجاوز کاران است تا آنجا که این فرصت دادن  تو آنان را از توبه و بازگشت غافل نموده و این مهلت دادنها ایشان را از اجتناب از گناه باز داشته است. . .

پس اینک این من عاجزم که قصد ورود به محضر تو دارم و از تو حسن عطا و بخشش طلب مى‏کنم ، پس بر محمد و آل او درود فرست و راز و نیاز مرا بشنو و دعایم را مستجاب گردان و روزگار مرا با ناامیدى به پایان مبر و درباره خواسته‏ام دست رد بر پیشانى من مزن . . "3))

 

حال از آستان خدایمان چه بخواهیم ؟ چه زیباست که اینگونه دست نیاز به درگاهش دراز کنیم که :

" خداوندا، ما در روز عید فطر به سویت توبه مى‏کنیم ؛ ( روزی ) که آن را براى اهل ایمان ، روز عید و شادى قرار دادى و براى اهل دین خود ، روز اجتماع و همیارى تعیین کردی. توبه (می کنیم) از گناهانى که مرتکب شده‏ایم و از کارهاى ناپسندى که انجام داده‏ایم ( و) یا نیّتهاى بدى که در دل داشته‏ایم ؛ توبه‏اى خالص از هر گونه شک و دودلی. "

 

پس خداوندا این توبه را از ما بپذیر و از ما راضى شو و ما را بر این توبه ثابت و پایدار بدار

 

این حقیر، فرارسیدن عید رحمت و مغفرت

و روز کرامت و شرافت

عـید سعـید فـطـر

را به همه مسلمانان بخصوص شما دوست عزیز

تبریک و تهنیت می گویم .

>>

عناوین آخرین یادداشت ها





Powered by WebGozar

هر انسانی را لیله القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می شود و «حر» را نیز شب قدر اینچنین پیش آمد «عمر بن سعد» را نیز من و تو را هم پیش خواهد آمد

هیچ میدونی لذت وبلاگ نویسی به خوندن نظرات شماست